معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

84

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

نمىدانم شيخ فرمود ، كه اى حامد اسود حمد حامدان پيش گير تا از زخم مار آسود باز رهى ، اى حامد بذكر خداى تعالى مشغول باش ، و به ياد او مشعوف ، تا اين گزنده گزندت نرساند ، حامد مىگويد كه من به اشارهء شيخ بذكر مشغول گشتم ، آن مار از من دفع شد ، همچنان بر سر ذكر مىبودم تا علم صبح برافراشتند و از صلابت طلايهء زراندود ، بر كنار اين صفحهء كبود ، جدول بياض « 1 » ، بر كشيدند . رومى « 2 » روز قصب نور ، در پوشيده ، صبح مستطير از دريچه‌هاى مطلع مطالع تنوير « 3 » مستنير بيرون خراميد ، سياه‌باف « 4 » شب حلّهء شب اندر روز « حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ » ببافت آنچه قاعدهء او راد مقررى بود بتقديم رسانيده شد ، چون از آن مقام مخوف رحلت مىنموديم ، شيخ سجاده بيفشاند ، مارى عظيم از آنجا بيفتاد ، گفتم يا شيخ مارى بدين عظمت در اين سجاده و شما به فراغت تا بروز به خدمت ايستاده بوديد « 5 » ، فرمود يا حامد چندين گاه است كه شب به اين فراغت « 6 » نگذرانيده‌ام و بدين راحت نبوده‌ام ، يا حامد يك ساعت از ذكر ربّانى بازماندى ، ثعبان را بر تو مسلط كردند ، اگر يك لحظه از ذكر قلبى غافل گردى شيطان را بر تو مسلط كنند ، تا دمار از نهادت برآرد ، و بعضى از ارباب معرفت گفته‌اند : كه اولياء و مؤمنان را غفلت مىباشد ، و انبياء و معصومان را نه ، زيرا كه مؤمن را اگر غفلت نبودى او را در عالم عيش و راحت نبودى ، و اوليا را اگر غفلت نبودى « 7 » ذكر ربّانى مر ايشان را ميسر نگشتى ، شيخ حسين منصور حلاج

--> ( 1 ) - د - ح : بيضا بركشيدند . ( 2 ) - د : تنور . ( 3 ) - د : رومى . ( 4 ) - د : سياه‌باف شب حلهء شب اندود ، روز . ح : سياه بازان . ( 5 ) - د - ح : ايستاده بوديد . ( 6 ) - د - ح : كه به اين فراغت و آرام شب نگذرانيده‌ام . ( 7 ) - ح : ظاهرا اگر غفلت بودى .